
این عکس را بعد از آن سفر، وقتی کوزه را به تهران آورده بودند، انداختم تا هیچ خاطره ای از حماسه حضور رئیس جمهور مکتبی در جای جای ایران عزیز، هیچ گاه از خاطرم نرود.
چون این نشان از عشق عمیق آن فرد نسبت به دکتر احمدی نژاد داشت. وقتی عشق ملت بر روی کوزه نقاشی می شود ...

دیدن این کیف که متعلق به یکی از خبرنگاران همراه کرزای بود، در کنفرانس خبری مشترک روسای جمهور ایران و افغانستان توجهم را جلب کرد.
بر روی کیف خبرنگار افغانی آرم "صدای آمریکا" نقش بسته بود. یک خبرنگار افغانی با کیف آمریکایی ...

کارت ویزیت سفیر عراق در تهران بر روی دسته گل نصب بود. بله ... سفیر عراق برای ملکه کشوری که اشغالگر عراق است و هر روز مسلمانان عراق را به خاک و خون می کشد، دسته گل می فرستد ...

آرمین اکنون سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب است اما کسی خریدار حرفهای او و هم حزبی هایش نیست. او زمانی میدان دار تحصن نمایندگان مطرود مجلس ششم بود اما اکنون خیلی منزوی شده است ...

"این عکس را در حاشیه یکی از مراسم ها از بوترابی انداختم و امیدوارم بودم که روزی به کار بیاید"
از همان زمانها من و برخی های دیگر نه تنها اعتمادی به او نداشتیم، بلکه کم کم شواهدی هم برای اثبات تردیدمان به او یافتیم و مطمئن بودیم دست این عنصر بالاخره رو می شود.
امسال بوترابی دیگر در میان دلدادگان! و هواداران! انگشت شمارش نیست و زحمت کار به دوش برادران گمنام افتاد تا وبلاگستان ایرانی به دور از سیاسی کاری و خیانت، روزهای آرام خود را بگذراند...
در مدت کوتاه چند ماهه که زیر دست قمری وفا کار کردم، خیلی چیزها از او یاد گرفتم. او یکی از متعهدهای حرفه ای است.

امروز (۲۰ خرداد) جای دبیر سرویس خالی بود. قمری وفا را به عنوان مدیرکل امور رسانه های ریاست جمهوری منصوب کردند. علی رغم اینکه هنوز به طور کامل از خبرگزاری فارس خداحافظی نکرده، ولی دارم کم کم جای خالی اش را حس می کنم.
زیر عکس قمری وفا که توسط بچه های سرویس به شوخی روی صندلی اش نصب شده بود، نوشته شده بود : "با نگاه آخرینش خنده کرد"
کاش در این سنگر بیشتر از حضورش بهره مند می شدم ...

این عکس را در یکی از سفرهای استانی رئیس جمهور در سال ۸۵ از حیدر گرفتم.
او بسیار صادق است و همین صداقتش بارها باعث پیشرفتها و اثرگذاری کارش شده. حتی در طراحی و عکاسی از پشت صحنه فیلم های سینمایی هم خیلی خوش درخشیده است.
یک بار - فکر کنم در همین سفر استانی- از یک کودک معلول عکسی در وبلاگش منتشر کرد که اثرگذاری همین عکس باعث شد یک ایرانی خارج از کشور هزینه های درمان آن کودک معلول را تقبل کند. شرح ماجرا را از وبلاگ اثرگذار حیدر (حیدریم)بخوانید

این عکس را از توی ماشین گرفتم. سال ۸۵؛ یکی از مناطق شرق تهران

دکتر کامران باقری لنکرانی وزیر بهداشت موفق و محبوب دولت نهم به همراه پسرش؛
این عکس را موقع بدرقه رسمی رئیس جمهور به یکی از سفرهای خارجی در پاویون فرودگاه مهرآباد از وزیر بهداشت گرفتم

چیزی که هیچگاه درباره این فرد از یادم نمی رود این است که سال گذشته زمانی که اعلام شد ایران به دولت فلسطین کمک مالی کرده است، این فرد با یک محاسبه عددی، سهم خود را از این کمک خواستار شده بود و گفته بود که راضی نیست از پول او به ملت مظلوم فلسطین کمک کنند!

این عکس را در سفر سال ۸۵ رئیس جمهور به استان مرکزی از سجاد گرفتم. خیلی خسته بود.
سجاد سربازی خود را هم به عنوان عکاس در این خبرگزاری گذارند. او کم کم مراحل ترقی را طی کرد و اکنون از عكاسان حرفه اي خبرگزاری مهر است.
این آقایی که با کاپشن مشکی تو این عکس می بینید اسمش "حسن روزی طلب" هست.

حسن روزی طلب یک وبلاگ به نام یادنامه داره. اما چیزی که اگه ازش بدونید بیشتر می تونه براتون جالب باشه اینه که این حسن آقا سردبیر رجانيوز هست. قبلا هم توی شريف نيوز بود. حسن از بچه های خیلی فعالی است که افکار و سلیقه های من و اون خیلی به هم نزدیکه اما اون خودش به تنهایی یک گردانه ...
اونی که با کاور آب کنار حسن نشسته منم. این عکس رو سال ۸۴ موقعی که من خبرنگار خبرگزاری مهر بودم با هم انداختیم.
از حسن گفتنی زیاده اما خواستم فقط عکسش رو ببینید